
شما یادتان نمی آید... یک روزی بود و روزگاری که اینقدرحسود نبودیم... تازه این که چیزی نیست؛ چشم دیدن هم را داشتیم؛ اگر یکی از ما موفق می شد جمع می شدیم و براش جشن می گرفتیم.... موفقیتش را جار می زدیم؛ با انگشت نشانش میدادیم که دیگران هم ببینند این رفیق ماست که به جایی رسیده... شما یادتان نمی آید....
ادامه مطلب