یه روزی فهمیدم که پرحرفترین لحظههای زندگیم، سکوتهام بودن...
عجیبه، نه؟!ما فکر میکنیم فقط با حرف زدن میشه چیزی رو بیان کرد...
اما بعضی چیزها،آنقدر عمیقن که کلمه براشون کوچیکه؛
فقط سکوت میتونه حملشون کنه...
سکوت،برخلاف چیزی که فکر میکنیم، خالی نیست...
سکوت،پر از چیزهاییه که نمیشه گفتشون؛
پر از دردهایی که کلمه ناقصشون میکنه،
پر از عشقهایی که حرف زدن ازشون کمارزششون میکنه...
فکر میکنم دنیای در زمان حاضر،از سکوت میترسه...
همهجا پر شده از صدا؛صدای خبرهای منتشر شده،
صدای شبکههای اجتماعی،
صدای آدمهایی که دائم دارن نظر میدن...
و وسط اینهمه هیاهو،سکوت،تبدیل شده به یه چیز ترسناک؛
چیزی که ازش فرار میکنیم،
چون تو سکوت،مجبوریم با خودمون روبهرو بشیم...
اما من یاد گرفتم که سکوت،دشمن نیست؛ سکوت،آینهست...
وقتی ساکت میشیم،
وقتی صداهای بیرونی رو خاموش میکنیم،
یه صدای دیگه شروع کار میکنه به شنیده شدن؛صدای درونمون...
همون صدایی که همیشه اونجا بوده،اما زیر هیاهوی دنیا،گم شده بود...
فلاسفهی قدیم،سکوت رو مقدس میدونستن...
میگفتن حقیقت،تو سکوت پیدا میشه،
نه تو حرف؛چون حرف،همیشه یه فیلتره،
یه ترجمهی ناقص از چیزی عمیقتر...
وقتی حرف میزنیم،داریم یه تجربه رو به کلمه تبدیل میکنیم،
و تو این تبدیل،همیشه یه چیزی گم میشه...
سکوت،اما، مستقیم با حقیقته...
بدون واسطه،بدون ترجمه،بدون فیلتر...
یادمه یه بار،کنار یه نفر نشسته بودم که عزیزش رو از دست داده بود...
هیچی نگفتم؛فقط نشستم،فقط حضور داشتم...
و بعد اون گفت:"همین که نشستی،بیشتر از هزار تا حرف بهم آرامش داد"...
اون لحظه فهمیدم که بعضی وقتها،
بزرگترین هدیهای که میشه به کسی داد، سکوت همراهیه؛
نه نصیحت،نه دلداری با کلمه،فقط بودن، فقط سکوت...
سکوت،از سوی دیگر یه جور شجاعته...
شجاعت اینکه بذاریم یه لحظه،بدون هیچ فراری،با خودمون روبهرو بشیم...
شجاعت اینکه قبول کنیم بعضی سوالها،جواب فوری ندارن؛
که بعضی دردها،فقط باید حس بشن،نه شرح داده بشن...
این روزها،سعی میکنم بیشتر سکوت کنم...
نه از سر بیحرفی،که از سر انتخاب؛
انتخاب اینکه گاهی،بهترین حرف،نگفتنشه...
اگه تو هم این روزها احساس میکنی دنیا خیلی پر سر و صداست،
اگه احساس میکنی صدای درونت گم شده وسط این هیاهو،
بذار یه پیشنهاد بدم:
یه لحظه،فقط یه لحظه،همهچیز رو خاموش کن...
گوشیت،افکارت،حتی خود منو که این متن رو داری میخونی...
و فقط بشین تو سکوت...
شاید اولش عجیب باشه،شاید اولش ناراحتکننده باشه...
اما بذار بهت بگم:تو همون سکوته که،
شاید برای اولین بار بعد از مدتها،صدای واقعی خودت رو بشنوی...
چون در آخر،همهی حرفهای دنیا،
فقط تلاشی هستن برای رسیدن به همون چیزی که سکوت،
از همون اول، بیواسطه بهمون میده: حقیقت خودمون...
gharibe64sms.
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور