خرید بک لینک

من اصلاً به این چیزها فکر نمیکردم...
فکرم جای دیگری بود...
فکرم تماماً مخصوص به شب برمیخورد
و انگار که موجهای بیقرار دریا باشد،
به خودم برمیگشت دوباره...
شب به من برمیگشت و من به شب...
موج جنون بود که میریخت توی ساحل غم،ساحل شب...
شب برای من بود تماماً:با تنوین عربی یا با نون فارسی،
اللیل یا شب،هر دو،به هر زبانی، مخصوص من بود...
مخصوص سعدی که معلوم است شبباز حرفهای بوده برای خودش:
شبِ تو روز دیگران باشد
یا
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی..
چه خیالهایی که رفتوآمد داشته از تونل ذهن سعدی بیخواب،
که آفتاب بوده است در شبستان شاعر...
شعرش را به تاریکی شب و روشنی ستارهها پیوند میزده...
اسیر شب بوده مثل عباس صفاری،
مثل جوهر در آب،
مثل قطار کمسرعت فکرهای من که در هر واگن و هر کوپهاش،
ماجراهای وحشتناکی در جریان است...
من اصلاً دنبال ماجرا نبودم،
آخرش این بود که ماجراهای سندباد را دنبال کنم در دوران طفلکی...
سندباد! این دیگر چه ماجرایی بود؟
چه شبی از آن هزارویکشب لعنتی؟
تماماً سیاه بود و نمیشد مسیر سبز را پیدا کرد...
دانههای درشت اشک از چشمان
جان کافی پرتاب میشد بیرون
که هر کدام برای خودش میان ستاره ای بود در آن غوغای ستارگان...
من اصلاً دنبال به گریهانداختن کسی نبودم،
تماماً گریه بودم خودم و رضایت نداشتم
یک قطرهی اشک بیخودوبیجهت بیفتد از چشم کسی...
رد اشک را از چشمهای جان کافی گرفتم
و رسیدم به زندانی مهجور در گوشهای گوشهگیر...
صدای یک جان کافی با قدوقامت بلند میآمد که با پاهاش میخندید و میخواند:
ما که سوختیم و پروانه نداریم چه کنیم؟!
همهچیز سوخته بود آنجا،
آنجا که با نشانهگذاری اشکهای جان کافی پیدا کرده بودم...
همهچیز،همهکس،گُلها،پروانهها،اشکها حتا سوخته بودند...
پاسوز شد جوان مردم و یک نفر هم نبود
مثل پل اجکام که تَه نگاهی از مهربانی در چشمهای رنگیاش داشته باشد...
همه شتاب میکردند؛
نه شتاب برای آمدن آفتاب که براهنی میگفت:نیامد،
شتاب برای سوزاندن آفتاب در هنگامِ سحر...
همهچیز سوخته بود؛
غیر از آن جملهی کوتاه که روحیه بخشید به من:
بروکس این جا بود..
من اصلاً آنجا نبودم،
رفته بودم توی خودم و خیلی خوب میدانستم نزدیک سحر که برسد،
آفتابنیامده،زیر لب باید بخوانم:
که تو دیگر هرگز نمی آیی...

من اصلاً نمیتوانستم از یاد ببرم که:
این چیزها که نمیرود از یاد...

gharibe64sms.blogfa.com

برچسب: نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 13:45

صفحه بندی