خرید بک لینک

تابستون های قدیم

تابستون های قدیم
نويسنده :شاه احساسات
تاريخ: جمعه ۱۴۰۵/۰۵/۱۶ ساعت: 22:48

بوی خاک داغ زیر آفتاب که میاد،یهو میرم به یه جای دیگه...
میرم به همون تابستون‌های بچگی،
همون کوچه‌های خلوت ظهر،
همون روزهایی که فقط بازی بود و بازی، تا غروب...
تابستون‌های اون‌موقع یه چیز دیگه بود...
صبح زود که بیدار می‌شدیم،
انگار یه دنیای بی‌پایان کار جلومون بود؛
نه مدرسه‌ای،نه مشقی،فقط بازی و بازی و بازی...
یادش بخیر اون ظهرهای داغ که مامان می‌گفت:
"برید تو، آفتاب می‌زنه" و ما گوش نمی‌دادیم...
یادش بخیر اون بستنی‌های یخی که با پول تو جیبی می‌خریدارییم
و تا برسیم خونه آب می‌شد...
یادش بخیر شب‌های تابستون که تو حیاط می‌خوابیدیم،
به ستاره‌ها نگاه می‌کردیم و از هیچی نمی‌ترسیدیم...
اون‌موقع تابستون یعنی آزادی...
یعنی دوچرخه‌سواری تا هرجا که پا یاری می‌کرد،
یعنی حوض کوچولوی تو حیاطمون،
یعنی جمع شدن بچه‌های کوچه دور یه بازی ساده که ساعت‌ها طول می‌کشید...
حالا که بزرگ شدیم،تابستون یه معنی دیگه پیدا کرده...
دیگه اون بی‌خیالی نیست؛
دیگه گرما فقط یادآور خستگیه،نه فرصت بازی...
دیگه کسی صدامون نمی‌زنه بریم تو خونه،
چون خودمون باید یاد بگیریم کِی وقتشه استراحت کنیم...
دلم برای اون تابستون‌ها تنگ شده...
دلم برای اون بی‌دغدغگی تنگ شده،
برای اون روزهایی که بزرگ‌ترین نگرانیم این بود
که کدوم بازی رو با بچه‌های کوچه بکنیم...
دلم برای صدای خنده‌های اون جمع‌های ساده تنگ شده؛
همون‌هایی که الان هرکدوم یه گوشه‌ی دنیا پخش شدن...
عکس‌های اون تابستون‌ها رو که نگاه می‌کنم،یه بغض میاد تو گلوم...
نه از غم،که از دلتنگی؛
دلتنگی برای زمانی که همه‌چیز ساده بود،
که خوشحال بودن هزینه‌ای نداشت...
می‌دونم که نمی‌شه برگشت...
می‌دونم که اون تابستون‌ها فقط تو خاطره‌ها موندن،
ولی همین که موندن، یه جور آرامشه...
شاید بزرگ شدن یعنی همین:
یاد گرفتن اینکه چطور با همون خاطره‌ها گرم بمونیم،
حتی وقتی خود اون روزها دیگه برنمی‌گردن...
امسال هم تابستونه...
اما یه تابستون دیگه،با یه من دیگه...
شاید دیگه اون بچه‌ی بی‌خیال نباشم،
اما هنوز،تو یه گوشه‌ی دلم، همون بچگی زنده‌ست...
کاش می‌شد یه روز،فقط یه روز،
برگردیم به همون ظهرهای داغ،
همون بستنی‌های یخی،همون خنده‌های ساده...
اما تا اون روز،بذار همین خاطره‌ها گرممون کنن؛
بذار یادمون بمونه که یه زمانی،تابستون یعنی خوشبختی محض بود...
یادش بخیر...تابستون‌های قدیم...


gharibe64sms.

محور: اس ام اس احساسي ,

برچسب: نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 19:26

صفحه بندی