تقریبا ازچهل سالگی به بعد؛
اولین نشانه های پیری درانسان بروز می کند...
شاید هنوزموهایت سیاه باشد
و قوه بنیه خوبی داشته باشی؛
تیپ و هیکلت روبراه باشد
و زیر چشمهایت پف نیفتاده باشد؛
شاید پوستت هنوز صاف و درخشان باشد ؛
اما روزی از خواب بیدارمی شوی با چشمانی پیر...
پیری اول ازنگاه به سراغت می آید پزشکان اسمش را گذاشته اند پیرچشمی
و بعدازمعاینه ،
برای حفظ روحیه بیمار باعرض معذرت
ازاومی خواهند هنگام مطالعه عینک بزند...
میگویند این عارضه به علت عدم تطابق عدسی باتصویراست؛
وآنوقت تو برای اینکه تصویر را بر
عدسی چشمت منطبق کنی؛
مجبوری روزنامه و گوشی و کتاب راعقب ببری...
همه اشیاء و نوشته های دور را می توانی دقیق ببینی
و بخوانی اما با اشیاء نزدیک مشکل داری...
برای همین تا سنین پیری می توانی
رنگ چراغ های رانندگی راتشخیص دهی
چون ازتو دورند...
اما نمی توانی نخ را به چشم سوزن فرو کنی...
پدرمی گفت چهل سالگی سن کمال است؛
برای همین خداوند اول ازهمه نزدیک بینی
را از آدم می گیرد...
پیرها دورها را خوب می بینند؛
چیزی که جوانها تا به آن نزدیک نشوند نمی بینند...
خداوند چشم ها رادوربین می کند؛
تا پیرها به امروزشان و الآنشان دل نبندند...
پیری ،نگاهت را ازنزدیک منحرف
و به دورها معطوف می کند ؛
برای اینکه بتوانی به آینده خود
و فرزندانت عمیق ترو دقیق تر بیندیشی...
خداوند چشمانت رادوربین می کند؛
تا زرق و برق شب عروسی
فرزندانت چشمانت را کور نکند
و سالهای بعد از ازدواجهای شتاب زده راهم ببینی...
خداوند درچهل سالگی چشم رادوربین می کند
تا خودت را
و پیش پایت رانبینی ،
چشم بیندازی به همه آنچه که در شعاع دید توست...!!!!
gharibe64sms.blogfa.com
نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:32 توسط شاه احساسات| |
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور