خرید بک لینک

سلام آتنا جان...

صدایم را میشنوی فرشته کوچولوی معصوم؟؟!

آتنا جان؛

راستش کمی برایت زود بود

با گرگ های این جامعه هم بازی شوی..

تو هنوز یک بره کوچک بودی...

آتنا جان؛

تو نه مانتو جذب و شلوار کوتاه داشتی؛

نه آرایش غلیظ و عشوه های جذاب...

اوج عشوه تو نازک کردن صدای بچه گانه ات

و جمله ای بود که به آن پس فطرت گفتی:

آقا میشود یک بستنی به من بدهی؟؟!!

اشتباه کردی عزیز دلم...

مگر نمیدانی،یک مشت حیوان شهوت پرست شده ایم...!!!

بستنی را باید به قیمت تن دادنت بخوری...

مزه اش را باید همراه با مرگت بچشی...

آتنا جان...

چه نذر ها که برای برگشتنت به خانه نکردند،اما نشد..

قسمت این بود آسمانی شوی...

خدا به مادرت صبر دهد کوچولوی زیبا....

اصلا آتنا جان...

از این دنیا پرواز کردی و رفتی،

به والله راحت شدی..

اگر میماندی چیز هایی میدیدی،

عذاب هایی میکشیدی که مرگ صد شرف دارد به این عذاب ها...

آتنا جان...

تو هم تا چند روزی در یاد این ملت هستی؛

بعد از چند روز هیچکس حتی لحظه ای از تو یاد نمیکند

بی معرفتی ما را ببخش کوچولو معصوم

شرمنده ایم آتنا جان...

gharibe64sms.blogfa.com

آتنا اصلانی


برچسبها: آتنا اصلانی, تسلیت ایران, تسلیت آذربایجان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:2 توسط شاه احساسات |

برچسب: آتنا, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 20:39

صفحه بندی