(به دردهای زنان نخندیم)...
گاهی فکر میکنم کاش مشکل زنان در این جامعه
این بود که نمیتوانند صدایشان را به گوش همه جامعه برسانند؛
یا کاش مشکلشان این بود که کسی به اعتراضشان اهمیتی نمی دهد
و صدایشان را نمی شنود؛
اما مشکل زنان در جامعه ما حتی از این هم بزرگتر است...
نه اینکه صدایشان شنیده نمی شود،
نه اینکه هیچ تریبونی برای رساندن صدایشان به گوش جامعه ندارند؛
نه؛صدایشان شنیده میشود
و اتفاقا همه به شکل جالبی این صدا را به گوش دیگران هم می رسانند...
اما چطور به گوش دیگران هم می رسانند؟با مسخره کردنشان...
چند روز پیش دختری در یک گروه تلگرام
عکسی از فضای نشستنش در تاکسی گذاشته بود
که روی صندلی جلوی تاکسی نشسته
و راننده دستش را کنار صندلی او گذاشته است؛
و به این شکل اعتراض کرده به مزاحمتی که راننده تاکسی برای او ایجاد کرده...
این عکس ظاهرا بعدا وایرال شده
و در توئیتر به خصوص سوژهی بسیاری از عزیزان قرار گرفته!
بحث مزاحمت و آزار جنسی در فضای عمومی و وسایل نقلیه نه در ایران،
که در خیلی نقاط جهان موضوع پررنگی ست
که در دیگر نقاط دنیا حتی کمپین هایی برای مقابله با این آزارها شکل می گیرد!!
اما در ایران؟!!
تا امروز ظاهرا چندین توییت با عکس یا متن طنز دیده شده
که این اتفاق و واکنش این دختر را مورد تمسخر قرار داده اند؛
از پسری که عکس دست گربه ای را روی پاهایش در تاکسی منتشر کرده
تا آن دیگری که نوشته دختری مدام خودش را به او چسبانده
تا بتواند عکس بگیرد؛
تا دیگری ای که با لحنی حق به جانب نوشته:
"خب بهش بگو دستت رو بردار!زبونتون واسه ماها درازه؟!"
حتی کسی توییت کرده "خوش به حالتون سوار تاکسی می شید راننده می خواد نازتون کنه!"
و مزاحمت و آزار جنسی را دلیل "خوش به حالی" هم دانسته!
هرکدام از این توییت ها را که شنیدم یا خواندم
با خودم فکر می کردم اگر ما مردان ایده ای
برای به راه انداختن کمپینی علیه مزاحمتهای خیابانی نمی دهیم؛
اگر به مزاحمتهایی که در فضای عمومی می بینیم،اعتراضی نمی کنیم؛
اگر با کسانی که اعتراض می کنند همصدا نمی شویم؛
اگر همجنسانمان را به این مسئله حساس نمی کنیم؛
حداقل بیاییم یک لطفی بکنیم:
زنان را با این دردهایشان تنها بگذاریم
و از دردهایشان سوژه برای خنده و تمسخر نسازیم...
حداقل این یک کار را که میتوانیم بکنیم...

gharibe64sms.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور