من تو را زیاد قضاوت کردهام...
برای شکل حرف زدنت...
برای تتوی بدنت..
برای موهای از ته تراشیدهات...
برای لمبرهای درشتت،
برای باسن استخوانیات،
برای سینههای افتاده و آویزانت،
برای دندانهای نامرتبات،
برای بینی کجات،
برای لقمههایت که میشمردم،
برای سایز بزرگ لباست،
برای لبهای باریک و کبودت...
مرا ببخش که نمیدانستم تو بیماری...
نمیدانستم مشکل متابولیسم داری...
نمیدانستم تیروییدت درب و داغان است...
نمیدانستم مشکل معده داری،
نمیدانستم روزی چندتا داروی اعصاب میخوری،
نمیدانستم از جراحی زیبایی میترسی و فوبیای بیمارستان داری...
من را ببخش که نمیدانستم تو دیابت درجه چندم داری و روز به روز لاغرتر یا چاقتر میشوی...
ببخش که نمیدانستم یک تصادف در کودکی برایت یک عیب مادامالعمر ساخته...
مرا ببخش که نمیدانستم نمره بالای چشمت را از هفت نسل پیش به ارث داری...
مرا ببخش اگر نمیدانستم سر عهدی که داشتی بدنت را خال کوبیدهای...
به اینکه دوقلوهایت را دو سال شیر دادهای و حالا هیچ کرستی سینههایت را سر جایش نخواهد آورد...
مرا ببخش اگر نمیدانستم کورتونها تو را به زنب متورم و پفکرده نبدل کرده...
مرا ببخش اگر نمیدانستم آنقدر قلبت شکسته و تنها شدهای که دیگر موهایت را هم نمیخواهی...
مرا ببخش که نمیدانستم یک چیزهایی شخصی است...
فقط و فقط به خودت مربوط است.
و من حق ندارم سوالی بپرسم که در جمع شرمنده شوی.رنگ به رنگ و بغض کرده...
من را برای افزودن بر غمهایت ببخش.
برای اینکه به روحت تجاوز کردم زمانی که نفهمیدم آن چیزی که زیباست ذات توست...
مهر تو و اندیشهات...من را برای قضاوت کردنات از روی ظاهرت ببخش...
هیچ زن چاقی احمق نیست...
هیچ زن لاغری مدل نیست...
هیچ زن زشتی مقصر نیست...
هیچ عیبی بیدلیل نیست...
به هم رحم کنیم....خدا را ...رحم رحم...رحم..........
gharibe64sms.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور