آغوش سرد خالی - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:05
بعضی رابطهها شبیه اجاره دادن رحم میمونه...یعنی داشتن یه موجود زنده توی شکم که در توئه اما از تو نیست...هر زنی که تجربه مادرشدن داشته باشه میدونه یعنی چی...وقتی براش سختی میکشی...لگن داره جا باز میکنه...وقتایی که اندازه یه دونه سیبه اما باعث میشهتمام روز عق بزنی اما نگران خودت نباشی...بترسی مبادا دون...
سرخوردگی - تاریخ: 1402/1/30 ساعت: 15:24
در طول این سی و اندی سالی که زیسته ام،بسیار دیده ام آدم های باهوش و توانمندیکه نداری و بی پولی چنان ذهن و روانشان را پاشیده بودکه پخمه و خنگ به نظر می آمدند...هراس از آینده،حواس آنها به حال را پرت می کندو مجال خلاقیت را از آنها می گیرد...وقتی بدبختی تداوم دارد، تمرکز نمی ماند...فقر، فخر آدم را فرو م...
شب های اسفند - تاریخ: 1401/12/15 ساعت: 16:20
[unable to retrieve full-text content]سلام دوستان و همراهان عزیز.. برای خواندن این پست به ادامه مطلب بروید... . . رمز پست تغییر کرده . . .
حاشیه نشینی - تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 21:52
در ایران امروز هیچ شهر بزرگی وجود نداردکه اطرافش پُر نباشد از شهرکهای بیقواره و نابسمانیکه فاقد امکانات اولیه زندگی هستند...رشد اجارهی منزل که همچون ساقهی لوبیای سحرآمیزتا بالای ابرها رفتهو البته هزاران دلیل دیگر باعث شده حاشیهنشینیدر شهرهای بزرگ ایجاد و تبدیل به معضلی جدی برای دولتها شود...حاشیهنشی...
ولنتاین - تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 21:52
در روزهایی که حناق بیخ گلویمان را گرفته،هر بهانهای برای شادی میتواند گزینهی خوبی باشدو دعوا بر سر اثبات آن؛که مناسبتهای شادیریشه در شرق دور دارد یا غرب مدرن، چندان مهم نیست...در شرایطی هستیم که آب نیست و نمازمان در حال قضا،پس تردید جایز نیست باید تیمم کرد...در بیابانی هستیم بیآب و علف،دور از شما رو ...
سوگواری - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 12:48
وقتی کسی رفت،وقتی غروب جمعه مهمانها را تا سر کوچه بدرقه کردیو برگشتی به خالی خانه،وقتی دلبرت که نغمه مستانهتان زمانی با هم بود؛به بهانهای،عیبی،علتی رفت و تنها ماندی با آن خاطرههای لعنتی،وقتی مالت را باختی،وقتی ضرر کردی زیاد،وقتی دلبر جوری برفت که دلشدگان را هم خبر نکرد،وقتی مزد تلاشت را نگرفتی،وقتی ...
سیاهی - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 12:48
امسال سال خوبی نبود...برای هیچکداممان نبود و هنوز هم کثافات و نحوستش تمام نشده...برای من چیزهایی هم علاوه کن به این همه سوگ و ترس و درد و خشم...برمیگردم به سال پیش این موقع؛میبینم از "من" دی ماه ۱۴۰۰ چیزی نمانده...انقدر که از فروردین این سال هی دانه دانه آرزوهام را چال کردمنشستم بالای گورشان مویه کر...
دیوانگی - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 17:13
چند روزی است "سانا مارین" نخستوزیر سیوشش ساله فنلاندبه دلیل شرکت در مراسم مهمانی و خوشگذرانی با دوستانشمورد انتقاد و در مرکز توجه رسانهها قرار گرفته است...پیش از این نیز این نخستوزیرِ اهلِ عشق و حالبهواسطهی حضور در کلاب و پارتی از سوی رقبا و احزاب مخالف مورد انتقاد قرار گرفته بود...فارغ از آنکه سانا...
عباس معروفی - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 17:13
آخرش نوشتید:دلش میخواست بخوابد..و خوابید...آرام خوابید...و طناب جوری سیخ و صاف بر بالای آب،نزدیک سرش ماندهبود که هرکس میدید میگفت:مردی خود را در آب حلقآویز کردهاست..."سمفونی مردگان" چنین تمام شد؛و چهکسی میگوید نویسندهگان شبیهِ کتابهاشان نمیمیرند؟!حکم دادهبودند که شلاق بخورید به خاطر گردون،ما نویسنده...
پاییز - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 17:13
داره پاییز میاد...میدونم پاییز بیاد هوا سرد بشه،جای آلو رو خرمالو بگیره،جای پشهبند رو کرسی؛اون موقع تو میری و جای دل رو دلتنگی میگیره...تو رفتی و من موندم و یه کرج زردِ زردِ زرد...میدونم هوا که سرد بشه،اون موقع که لازم شد لباس های گشاد رو بفرستم ته کمد و ژاکت و پالتو رو بیارم تو دست،تو رفتی...من مون...
حسرت نان - تاریخ: 1401/3/13 ساعت: 18:05
[unable to retrieve full-text content]سلام همخوان های عزیز... برای خواندن این پست به ادامه مطلب بروید... رمز پست همان رمز همیشگی است...
لبه تاریکی - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:34
بله باور نمیکردید او اینگونه بایستد...همهی ما در زندگی بارها و بارها در لبهی تاریکی ایستادهایم...لبهای که سقوط از آن به گمشدن در تاریکی تا ابد میانجامد...نمیدانم چگونه میشود خوشحال بود از حمله و تجاوز به مردمی دیگر...از مرگ انسانهای بیدفاع؟!!آیا این سقوط از لبهی تاریکی نیست؟!!پنج روز پیش
بلوغ اجتماعی - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:34
بلوغ اجتماعی،خواسته و تمایل شخص برای بر عهده گرفتن مسئولیت رشد جامعه است...بنابراین جامعهایی رشد نمیکند؛مگر اینکه همهی افراد خود را نسبت به جامعهشان مسئول بدانند...همه،یعنی تمام افراد،سازمانها،نهادها و تشکلها...ایدهآلترین شکل رشد در هر جامعه،رشد و ارتقاء همهی عناصر با هم و در کنار ه
مرگ - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:34
از خواب که بیدار میشوم میبینم کف آشپزخانهام...سرم درد میکند...نمیدانم ساعت چند است و اینجا چکار میکنم!!!میخواهم قی بکنم،به زحمت از جایم بلند میشوم چراغ را روشن میکنمو برای لحظاتی در حالیکه به دیوار تکیه دادهام؛خمارآلود اتاق نشیمن را خوب ورانداز میکنم...بطری خالی را میبینم روی میز،حالا خ
زن - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 19:06
من تو را زیاد قضاوت کردهام...برای شکل حرف زدنت...برای تتوی بدنت..برای موهای از ته تراشیدهات...برای لمبرهای درشتت،برای باسن استخوانیات،برای سینههای افتاده و آویزانت،برای دندانهای نامرتبات،برای بی
کودک ناقص - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 19:06
نامه به مطلب کودک نیلوبلاگی که مطلب ناقص نیلوبلاگ زادانده شد!!!فرزند،والدین تو حتما شنیده بودندکه اگر پیلهی پروانه را پیش از رسیدن بخراشی،پروانه هرگز به پرواز نخواهد رسید....آن پزشک هم که پیلهی تو را با چاقویش بریدو تو را به
همِ زندگی - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 19:06
همراه،همسفر،همکلاسی...همسر،همخانه،همبازی..همبستر،همآهنگ،همزاد،هممسیر... همدست،همگناه،همیار،همکار،همپا...همزمان،همفکر،همخواب،همدرد...باید توی مطلب زندگی نیلوبلاگت یه "هم" خوب داشته باشی...یه "ه
کرونا و مهربانی - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:14
اگر شش ماه پیش کسی از زندگی امروزِ کرونامداریِ ما،فیلم خوشساختی میساخت،شاید بیشتر ما میگفتیم:با اینکه زیادی اغراقآمیز است اما فیلم سرگرمکنندهی خوبی بود....ویروس مانند آتشسوزی گسترده در حال انتش
نمایشگاه کتاب - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:14
کرونا اگه نبود الان عوض بهار قرنطینه بهار کتاب بود...الان با متروی مصلی میرفتینو بعد کلی گهگیجه و خلاصی از دست صداهای گوشخراش تبلیغ گاج و مدرسان شریف و مبتکرانxa0و صف سیمکارت مفتی رایتل با کارت دانشجو
یک روز بخصوص - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:40
شما میتوانید سینما را در یک جمله تعریف کنید؟!!یا عشق را؟!!!خیلیها تلاش کردند اما هر تعریفی چیزی کم دارد...اندرو ساریس؛بنیانگذار جامعه منتقدین فیلم آمریکا گفته:"سینما در نهایت یعنی زن و مردی در حال

برچسب‌های مرتبط

شعر تولد | شعر تويتر | شعر تولدت مبارک | خشونت علیه زنان | خشونت علیه زنان در | خشونت علیه زنان در ایران | عاشقانه پاییزی | عاشقانه پاییزی 93 | عاشقانه پاييزي | آدمهای خوب