نخ های نامرئی - تاریخ: 1403/3/4 ساعت: 1:38
بهنظرم خستگی و فرسودگی آدمها مربوط به امروز و این زمانه نیست؛که حتماً خستگیِ انسان غارنشین اگر از امروزِ ما بیشتر نبوده،کمتر هم نبوده...بعید بدانم حال ایرانیانی که با آبله،طاعون، گال، سفلیسو وبا در دورهی قاجار و پهلوی زندگی میکردندبهتر از حالِ امروز ما که مجبوریمبا انواع بیماریهای جسمی و روحی سر کنی...
شعور - تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 16:29
زندگیمون شده زندگی سگی بگو خب...یهکم حواسمونو جمع کنیم شاید راحتتر بشهاز این تونل وحشت که اسمش شده زندگی عبور کنیم...ما دیگه جوان نمیشیم...حواسمون باشه...اگه سیگار میکشیم و دندون خراب داریمو بودجهمون نمیرسه یا فعلا دندانپزشکی اولویتمون نیستاز قرص و اسپری خوشبوکننده دهان استفاده کنیم...تو کافههای مخص...
مادربزرگ - تاریخ: 1403/2/11 ساعت: 21:40
مادربزرگم میگفت پیکر مادرش را بعد از مرگ،خودش شسته...میگفت مادرش وسواسی بوده؛از آن پیرزنهای سرخ و سفید که بوی تمیزی میدهندو روسری سفیدشان روی موهای سفیدِ از فرق بازشده،سفیدی و پاکی مکرر میسازد...میگفت مادرش همیشه هراس تختهای لزجِهزار مُرده بهخوددیدهی مردهشویخانه را داشته...این میشود که وقتی مادر میم...
اعتماد - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 15:19
[unable to retrieve full-text content]میخواهی گوشی موبایل بخری، باید دنبال مغازهدار آشنا بگردی تا چیزی در پاچهات فرو نکند... میخواهی ماشینت را عوض کنی؛ باید جار بزنی تا فروشندهی آشنا و مطمئن پیدا کنی... میخواهی باد فتقت را عمل کنی؛ باید چند ماه دنبال دکتر امین و معتمد بگردی که بیخود و به هوای پول، ت...
بچه های تهِ کلاسی - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 19:55
معلم کلاس چهارم ابتداییِ ما،قاعده خاصی داشت برای مبصر انتخاب کردن...دو هفته یکبار مبصر را عوض میکردو دو نفر جدید را میگذاشت سر پست مبصریتا دوهفتهی بعد که نوبت بعدیها شود...بچهزرنگها شانس اول مبصر شدن بودند...اینطوری شد که ماه اول و دوم از بیستبگیرها مبصر شدند،ماه سوم هجدهبشوها،بعد رسید به هفدهها،و ب...
اوسمار ویرا - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 19:55
اوسمار ویرا سرمربی فعلی تیم فوتبال پرسپولیسبرای چندمین بار در مصاحبههایش؛از یحیی گلمحمدی مربی اسبق پرسپولیس به خوبی و نیکی یاد کردو از او تقدیر و تشکر کرد...با اینکه اوسمار از سرزمین فوتبال آمدهاما هر بار یحیی را معلم خود خطاب کردهو گفته زمانی که بهعنوان دستیار کنار یحیی بوده،چیزهای زیادی از او یاد ...
مرضِ سفید - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 20:02
چهار سال پیش کرونا تابوتی شدکه اکثرمان سنگینیاش را بر گُردههامان حس کردیم...احساسِ احتمال مُردن و درک تراکم مرگچیزی بود که جانها را بیش از خود بیماری اسیر کرد...دلبستن به گرمشدن هوا،نانپختن،رقصیدن،آنلاینزیستن و تلاش برای تطهیر؛هر چه که ویروس بر آن جا خوش میکردما را متلاشی کرد بیشتر تا آنکه زندهمان ن...
زمستون های قدیم - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 20:02
زمستونهای قدیم بهقدری برف سنگین و زیاد میاومد؛که گاهی وقتی میخواستم برم مدرسهچکمههای تا زیر زانوم هم جوابگو نبود...برف اونقدر بارها و بارها در زمستون میبارید؛که کاملا یک امر عادی تلقی میشدو محال بود ادارهی آموزش و پرورش بهخاطر بارش برف،مگر در شرایط بسیار بسیار بد،مدارس رو تعطیل کنه...توی زمستون گاهی...
زمستان ۱۴۴۲ - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:45
میدانی تاریخ امروز را؟امروز ۱۱ بهمن ۱۴۴۲ است...تفریبا یک ماه و نیم مانده به نوروز ۱۴۴۳...احتمالا من و خیلی از شماها زنده نیستیم...نمیدانیم ترند زمستان آن سال چیست؟نمیدانیم موزیک وایرال شده کدام است؟نمیدانیم چه سریالهایی پربیننده است.نمیدانیم زمستانش سوز داشته یا مثل امسال بیبخار و ولرم گذشته است.نمی...
علیرضا فغانی - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:45
u200fعلیرضا فغانیu202c بازیکن عراقی رابه دلیل وقتکشی افراطی و تحریکآمیزدر شادی پس از گل با دادن کارت زرد دوم، اخراج کرد...فدراسیونهای فوتبال عراق و برخی کشورهای عربدر حمایت از بازیکن اخراجی و تیم عراق به AFC شکایت کردند...و اما بیانیهی AFC :"ایمن حسین پس از به ثمر رساندن گل در دقیقه ۷۵شروع مجدد بازی...
دلتنگی های سرد - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:45
من اصلاً به این چیزها فکر نمیکردم...فکرم جای دیگری بود...فکرم تماماً مخصوص به شب برمیخوردو انگار که موجهای بیقرار دریا باشد،به خودم برمیگشت دوباره...شب به من برمیگشت و من به شب...موج جنون بود که میریخت توی ساحل غم،ساحل شب...شب برای من بود تماماً:با تنوین عربی یا با نون فارسی،اللیل یا شب،هر دو،به هر ...
بزرگترین دروغ - تاریخ: 1402/7/28 ساعت: 13:17
یه روز به خودت میای میبینی دیگه هیچ حرفی رو نمیتونی با کسی قسمت کنی...میبینی هیشکی زبونت رو نمیفهمه...میبینی خسته شدی از گشتن...باورت شده نیست؛اونی که عین تو دنیا رو ببینهو از حرفات همونی رو بفهمه که تو میخوای،نیست،وجود نداره،بدنیا نیومده یا قبل اینکه پیداش کنی مرده...اون روز دلت میخواد فقط تنها باش...
هموطن - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 20:05
یکی از سختترین و احتمالا سخیفترین رفتارها شاید این باشدکه آدم هموطنش را توبیخ کند،تحقیر کند..بپرسد آخر چرا؟!با کدام عقل؟!میخواهم سخیف باشم!!هموطن!چرا؟!با کدام عقل؟!با چه بینشی؟به امید رسیدن به چه؟!هموطن کجای عزتنفست درد میکندکه خودت را به درد و دیوار میکوبیبرای دیدن دیگری از فاصلهای نزدیکتر؟!هموطن چ...
آغوش - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 20:05
هلثلاین بهتازگی اعلام کرده هر فرد بالغدر هر شبانه روز به ۴ بار بغل برای زنده ماندن،۸ بار بغل برای ادامه دادن راهو ۱۲ بار بغل برای رشد و پیشرفت احتیاج دارد...خب نگاه کنیم به خودمان...به همین روزی که تا الان بیستوسه ساعت و اندی از آن گذشته...امروز کسی ما را در آغوش گرفته؟!گرمای تنی را حس کردهایم؟!حتی ...
نوستالژی - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 15:45
آقای حکایتی،سروموی سفید تو یادمون میارهکه عمرمون گذشت،که تباه شد،که نذاشتن زندگی کنیم...مامان هرشب برام قبل از خواب قصه میگفتو من عاشق قصه سیندرلا بودم،تا اینکه از دل تلویزیون سیاه و سفید تو اومدیو برامون با اون لبخند مهربون و صدای قشنگت قصه تعریف کردی...توی قصه های تو هیچ شیری حیوونی رو شکار نمیکرد...
مجهول الهویه - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 17:17
مجهولالهویه بودن تنها این نیستکه مادرت تو را بزاید و از زایشگاه فرار کند...مجهول بودن فقط این نیست که تو رابعد از اولین نفسها لای کیسه زباله بپیچندو توی باکس آشغال سر یک کوچه بیندارند...مجهولالهویه بودن فقط این نیستکه مادرت نداند تو حاصل پیچش تنش با تن کدام مردی...نه جانم...مجهولالهویه بودن فقط این ...
گودال گور - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 15:10
تنها که باشی،پشتت که گرم هیچکسی نباشد،پاهایت که همیشه خسته دویدن باشد،بس که خودت پدر و مادرت بودهای،یار و یاورت بودهای،فرزند خودت،بند خودت،دلبند خودت بودهای،همسر خودت همسفر خودت همبستر خودت بودهای...آنوقت تمام سرت پر میشوداز مصادیق موفق و شاد و اقلا قانع دنیا شبیه خودت...مغزت پر میشور از جملاتی که د...
سلول های سرطانی - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 15:10
دارم یک تحقیق میخوانم در مورد سرطان...نوشته:استرس و دورههای مزمنِ غم و اندوهمیتواند به تولید و فعال شدن سلولهای سرطانی منجر شود...نوشته:در محیطهای پر استرس نرخ ابتلا به سرطان بیشتر است...دارم به هر تکغمی که از دل گذشتهو شده یک سلول سرطانی فکر میکنم...دارم به اتحادیهی غمها که شدهاند غدههای سرطانی فکر...
فرسوده - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:05
یک هفته گذشت و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیکها بود،روز و شب در نیاوردم...حمام نمیگرفتم...ریشم را نمیتراشیدم و دندانهایم را مسواک نمیزدم...چون عشق خیلی دیر به من آموخت کهآدم خودش را برای کسی مرتب میکند،برای کسی لباس میپوشد و برای کسی عطر میزند،و من هیچ کسی را نداشتم...به ساعت نگاه میکنم،از جایم...
خیال و واقعیت - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:05
بیا فکر کنیم حالا سال ۱۵۰۲ است...من و شما دیگر خودمان نیستیم...ما مردهایم و همه چیز تمام شده...حالا ما در تجسد نبیره و نتیجههایمان دنیا را زندگی میکنیم...بیا خیال کنیم صد سال گذشته...ما و پدرها و مادران و فرزندان و معشوقمان همه مردهایم...ما آرام گرفتهایم..درد تمام شده..ترس تمام شده..بدبختی تمام شده....

برچسب‌های مرتبط

شعر تولد | شعر تويتر | شعر تولدت مبارک | خشونت علیه زنان | خشونت علیه زنان در | خشونت علیه زنان در ایران | عاشقانه پاییزی | عاشقانه پاییزی 93 | عاشقانه پاييزي | آدمهای خوب