عشق خاص
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:40
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺍﺳﺖ...!!!ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﺯﺩ...!!!ﺍﺻﻼ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ...!!!''ﺗﻮ'' ﮐﻪ آمدی ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﯾﺪ؛ﺁﻥ ﻣﻐﺮﻭﺭﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺭﺍﺧﺮﺝ ﻫﺮ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻩ...!!!ﺑﮕﺬﺍﺭ
کرونا
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:40
سال بسیار سختی بر ما گذشتهو شاید بعضی بگویند حق داریم نسبت به آنچه تا کنون بر ما گذشته،بدبین باشیم؛اما برای گذشتن از بحران نیاز به خوشبینی داریم...در دورهای که فاشیسم ایتالیا را بلعیده بودو جنگ و قحط
رازدار باشیم
-
تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:16
وقتی رابطهتان به هر دلیلی تمام میشودبنا نیست بعدش تا طرف را تکه و پاره نکردهاید،کوتاه نیایید...با خودتان روراست باشید...دلیل جدا شدنتان هرچه بود به چیزهای کوچکی و معایب اندکیکه در طول رابطه نه تنها
به دردهای زنان نخندیم
-
تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:16
(به دردهای زنان نخندیم)...گاهی فکر میکنم کاش مشکل زنان در این جامعهاین بود که نمیتوانند صدایشان را به گوش همه جامعه برسانند؛یا کاش مشکلشان این بود که کسی به اعتراضشان اهمیتی نمی دهدو صدایشان را نمی ش
آغوش معصومانه
-
تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:16
آیا پناهتر از "آغوش' جایی میتوان یافت؟؟!روزی انسان خواهد فهمید آخرالزمان،همان پیدا نکردن آخرین آغوش است...همان چیزی که این حیوان میفهمد و چشمهایش نشان میدهد...غریزه مهمترین هدیهی طبیعت به حیوا
کودکان بدسرپرست
-
تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:16
سلام همراهان گرامی..برای خواندن اینxa0پست به ادامه مطلب بروید...xa0xa0xa0
داستان تلخ تکراری
-
تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:16
یک داستان تلخ تکراری و حقیقتی تلختر که ساده از کنار آن میگذریم:داستان زنانی که روزی میفهمند؛همسرشان همزمان با آنها با زنی دیگر هم هست...چند وقت پیش ویدئویی دیدمکه زنی در خیابان همسرش را با زنی دیگر می
آینده من
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
من از اشیاء بلاتکلیف بیزارم؛لباسهای تلنبار شدهای که شاید یک روز به کاری بیایند،کاسه بشقابهایی که سالهاست هیچکس توی آنها غذا نخورده،از کشوهایی که ته و توهای ناشناخته دارند،از کاغذپارههای بیمصر
سی و چهار سالگی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
آدم از سی که گذشت چه یه وجب چه صد وجب...برای همین ترجیح میدادم تو همون سی درجا بزنمو دیگه به روم نیارم تا پنجاه و بعد بخونم؛ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریابی!!!ولی حالا کوووو تا پنجاه.
تمام مردها؟؟؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
تمام مردها؟؟تمام مردها؟؟!!خب تمام مردها نه،مطمئناً نه!!!اما تعداد کافی از اونها،تعداد زیادی از اونها که در نهایت باعث شدهیک دختر از اینکه به یک مرد در اتوبوس لبخند بزنه،یا سر صحبت رو با یک پسر در کافی
عمر لذت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
احساس میکنم سالهاست ننوشتهام...چشمههای جوشان کودکیام خشکیده و جایش را به سکوت ممتد کلیشهای بزرگسالی داده است...آری،بزرگ شدهام،برخلاف آنچه که میخواستم...یادم است کوچکتر که بودم با خود عهد کرده بود
خدای من
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
آیا اصلا خدا صدای ما را میشنود؟!!چه دعاهایی پذیرفته میشود؟!!چقدر از مشکلاتمان با دعا و استغاثه حل شده است؟!!من برای بودن هر آدمی در زندگیام دعا کردم،از دستش دادم،هرگاه برای به دنیا آمدن،مانا بودن و
ادبیات
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
نوشتن و رنج آن شعار نیست..شوخی هم نیست...ردش را در روان و تن نگارنده به خوبی به جا میگذارد...اما در جامعه کتابنخوان و بیمطالعهای مثل ایران،که اوج انحطاط اخلاق و تفکر را در بین نسلهای متاخر آن به
بیهودگی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
"دلیل خودکشیام همسرم نبود، دیگر کاری نداشتم"..این را رومن گاری در کتابش به عنوان عاملی برای خودکشیاش مطرح میکند...این جمله شاید تکاندهندهتر از تمام یادداشتهایی باشدکه پس از خودکشیِ یک فرد برای ب
فاجعه
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:08
برای خواندن این پستبه ادامه مطلب بروید..........
عید امسال
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:08
سلام..برای خواندن این پست به ادامه مطلب بروید.........xa0
سیل لرستان
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:08
سیل که آمد آب ها را گل آلود کرد...کاسبان مصیبت مردم حتی صبر نکردندآب از سقف خانه های مردم پایین بیاید...قیمت هر کیلو خیار و پیاز و.. از مرز ده هزارتومان گذشتو باید منتظر باشیم و ببینیم کاسبان سیلدیگر
کلیسای نوتردام
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:08
مى ترسيدم بنويسم بابت سوختن نوتردام چقدر غمگين و ناراحتم...مي ترسيدم عده اى بيايند بگويند خودمان پلاسكو را داشتيم،زلزله هم داشتيم،بعدش هم هواپيماى ياسوج و سيل و سيل زدگانى كه هنوز كسى به فريادشان نرسي
ارزیابی ناعادلانه
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:08
چند وقت پیش توی آپدیت جدید تلگرام؛یه گزینه اضافه شده بود که فرد میتونه پیام های خودش و طرف مقابل رو کامل پاک کنه....قضیه موافق و مخالف های زیادی داشت...کاری به بحث های قانونیش ندارم،اون روزها رفتم د
نژادپرستی
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 8:54
تو مترو خانم معلم از داشتن تعداد زیاد شاگردان افغان می گفت...خانم معلم در یکی از مدرسه های اطراف بومهن درس می داد..دختر دیگه ای که میگفت فوق لیسانس دارهو بارها درخواست کار در مدارس و دانشکده های علمی